تبليغاتX
گاه نامه ی زندگی من - ندارد

نشستم سر کارم و دارم فکر می کنم که چجوری ۳ تا امتحان و ۱ پروژه و یه عالمه ورقه ی تصحیح نشده رو باید تو ۸ روز آینده مدیریت کنم و بعد یهو خیلی اتفاقی یادم می افته که چقدر دلم برای داییم تنگ شده...یاد جوک هاش می افتم تو شب هایی که دور هم تو شمال جمع می شدیم و یاد شوخی هاش و یاد اینکه چقدر از دستش می خندیدم...

 

برای اولین بار تو این مدت اینجا بودنم سرما خوردم و گلو درد بدی داشتم، رفتم دکتر گفت چون ویروسه، هیچ دارویی موثر نیست و باید زمان بدی بدنت خودش خوبت کنه...اگه با این گلو درد ایران می رفتم دکتر حتما یه پنی سیلین ۱۲۰۰۰۰۰ بهم می داد...واقعا برای خودم ناراحت شدم که تو ایران به اون مصیبت اینهمه رفتم آمپول زدم و اونقدر زجر کشیدم. دکتر گفت آنتی بیوتیک هم فقط برای باکتری خوبه و در مورد ویروس اصلا موثر نیست.

 

یه پسر هندی اه ازم پرسید کجایی هستی...تا گفتم ایران...به من اشاره کرد و گفت:"اووووه احمدی نژاد". من شکل احمدی نژادم؟؟؟؟؟؟؟؟

 

من خیلی سرم شلوغه...شاید تا هفته ی دیگه نرسم چیزی بنویسم.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:0  توسط بنفشی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
بنفشه هستم. یه جایی این ور دنیا با همسرم زندگی می کنم.

نوشته های پیشین
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
پیوندها
کویریات
فلک را سقف بشکافیم
الانی
مای من
روزنگار
با یاد لب خشک جگر گوشه ی عشق
درای
یادداشت های نوید
نیکات
ژرفا
گیلاس خانمی
حاجی واشنگتن
گلدونه و شاینا
دولت عشق
عامیانه ها-همسرم
مهتاب
مانا
مودی
شاذه
شهرزاد
هم نفس
شقایق
دفترچه
ریحان
باد صبا
تارا...ستاره کمیاب
خواب زمستونی
ایستاده در رنگین کمان
از سرزمین های شمالی
یک پنجره برای پرواز
دلاویزترین
سیندرلا
مطبخ خاله خانم
ستاره می شوم
داستان پرواز
جیک جیک مستون
روی میز آشپزخانه
دختر پارسی در امریکا
زندگی شیرین من
ناگفته های تارا
سعید
مادو نفر
روزهای زندگی من
سمساری
آشپزخونه
خودیافته
زمزمه
ویولت
دست های ناآشنا
پله پله تا ملاقات خدا
انار خانوم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان