![]() |
![]() |
|
|
هنوز یه کم گیجم. نمی دونم کجای زندگیم هستم. نمی دونم امسال تابستون برنامه ام چیه. اون تصوری که توی ذهنم از این تابستون داشتم خیلی با واقعیت الآن متفاوته. تا حالا باید حتما یه دیداری تازه می شد که نشد و ... از یه طرف هنوز خسته ی امتحانها هستم و نمی تونم کار جدیدی شروع کنم. انگار یه چیزی گم کردم...همش منتظر یه اتفاق هستم. معدل 4 این ترمم با اینکه ترم خیلی سختی بود و همه ی درس ها برام جدید بود و خیلی براشون زحمت کشیدم فقط یه لبخند روی لبام آورد و همین و بس...دلم مسافرت می خواهد...یه مسافرت طولانی...دلم...خدایا کمکم کن بتونم خودم رو پیدا کنم...بتونم برای شرایط جدیدم برنامه ریزی کنم...خدایا من و به آرزوهام برسون...خدایا این تابستون رو پاییز نکن مگر اینکه من...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 18:20 توسط بنفشی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
بنفشه هستم. یه جایی این ور دنیا با همسرم زندگی می کنم.
|
|
RSS
|